تبلیغات
همه چیز اینجاست - زیبایی
با سرعت بسوی پیشرفت

زیبایی

دوشنبه 24 اسفند 1388 01:48 ق.ظ

نویسنده : مهندس سایت
فیلسوفان اسلامی تعاریف و دیدگاه‌های ویژه درباره زیبایی دارند :یكی از مباحث محوری در فلسفه هنر بحث زیبایی است، افزود: فیلسوفان اسلامی تعاریف و دیدگاه‌های ویژه درباره زیبایی دارند به عقیده حكمای اسلامی زیبایی‌های موجود در این عالم جلوه‌های ناقص و مقیدی از زیبایی مطلق یعنی حق‌تعالی هستند.
این پژوهشگر دومین بحث محوری در فلسفه هنر را نقش خیال در پیدایش آثار هنری دانست و ادامه داد: حكمای اسلامی وجه مبسوط به بحث خیال، قوّه خیال، عالم خیال و تاثیر آن در پیدایش آثار هنری مثل شعر پرداخته‌اند.
وی گفت: از طرف دیگر در تلقی متعالی صدرالمتالهین از فلسفه هنر، منشأ هنر برخی اسماء و صفات الهی از قبیل خالقیت و احسن الخالقیت حق‌تعالی دانسته شده است به این بیان كه همه انسان‌ها به نحو تشكیكی خلیفه خداوند و وارث صفات الهی هستند.
هاشم نژاد با بیان اینكه هنرمندان هم با خلق آثاری در حدّ خود تجلی بخش این اسماء و صفات الهی هستند خاطرنشان كرد: حكمای اسلامی تلقی متعالی از محاكات دارند كه با تلقی افلاطون و ارسطو از محاكات تفاوت عمیق دارد و بسیار ژرف‌تر از آن‌ها است.
وی در ادامه یكی‌ از اقسام‌ فلسفه‌های‌ مضاف‌ را فلسفه‌ هنر عنوان كرد و اظهار داشت: فلسفه‌ هنر به‌ تبیین‌ چیستی‌ هنر و مبانی‌ نظری‌ و فلسفی‌ آن می‌پردازد و گاهی‌ از این‌ مبانی‌ نظری‌ با‌ عنوان‌ مبانی‌ متافیزیكی‌ و مابعد الطبیعی‌ هنر نام می‌برند كه باید‌ توّجه‌ داشت‌ در این‌ كاربرد «متافیزیك‌» یا «مابعد الطبیعه‌» به‌ معنای‌ عامّ‌ به‌ كار رفته‌ و معادل‌ «الهیّات‌» نیست‌.
وی اساسی‌ترین‌ پرسش‌ها در فلسفه‌ هنر را «منشأ هنر چیست‌، غایت‌ و هدف‌ هنر كدام است‌، مصادیق‌ هنر چیست، كاركردهای‌ هنر برای‌ شخص‌ هنرمند و مخاطب‌ها كدام است، كاربردهای‌ هنر چیست‌ و آیا هنر می‌تواند معرفت‌زا یا معرفت‌افزا باشد یا نه؟» عنوان كرد.
این استاد دانشگاه درمورد ریشه‌شناسی‌ واژه‌ هنر تصریح كرد: واژه‌ «هنر» در زبان‌های‌ اروپایی‌ به‌ یونانی‌ «تخنه‌» (techne)، به‌ فرانسه‌ «آر» (ar) و به‌ انگلیسی‌ «آرت» (art) گفته‌ می‌شود كه‌ از ریشه‌ هندی‌ و اروپایی‌ ar به‌ معنای‌ ساختن‌، به هم‌پیوستن‌ و درست‌ كردن‌ آمده‌ است‌.
هاشم‌نژاد در ادامه بیان داشت: این‌ الفاظ‌ در تاریخ‌ گذشته‌ اروپا فقط برای‌ هنرهای‌ خاصّ‌ به‌كار نمی‌رفته‌ بلكه‌ به‌ معنای‌ فضیلت‌ استفاده‌ می‌شده‌‌ است، هر چند بیشترین‌ كاربرد آن‌ در فرهنگ‌ هنرهای‌ فكری‌ یونانی‌ و در اصطلاح‌ هنرهای‌ هفتگانه‌ آنها كه در قرون‌ وسطا در اصطلاح‌ هنرهای‌ آزاد بوده است.
هاشم‌نژاد تصریح كرد: واژه‌ هنر در قلمرو زبان‌ فارسی‌ در طول‌ تاریخ‌ معانی‌ متنوع‌ از جمله‌ كمالات‌، فضایل‌، حسنات‌، برتری‌ها، صفات‌ نیك‌، توانایی‌، قابلیّت‌ها، توانمندی‌، قدرت‌، صنعت‌، حرفه‌، كسب‌، و خطر و تهدیدی داشته‌ است‌.
وی با اشاره به اینكه صرف‌ نظر از معنای‌ عام هنر كه‌ حتی‌ امروزه‌ هم‌ كاربردی گسترده‌ دارد، افزود: هنر در معنای‌ خاص خود به‌ مصادیق‌ ویژه‌ای‌ از قبیل‌ شعر، نقّاشی، فیلم‌، عكّاسی‌، خطّاطی‌، تئاتر، منبت‌‌كاری‌، مجسّمه‌سازی‌، نمایشنامه‌‌نویسی‌، و... نیز اطلاق می‌شود.
این استاد دانشگاه در ادامه درمورد ماهیّت هنر گفت: مفهوم‌ هنر از جمله‌ مفاهیمی‌ است‌ كه‌ در طول‌ تاریخ‌ اندیشه‌، ده‌ها بلكه‌ صدها تعریف‌ برای‌ آن‌ ارائه‌ شده، در حالی‌كه‌ هنوز هم‌ عقیده‌ بر این‌ است‌ كه‌ تعریف‌ تامّ‌ و تمام‌ برای‌ هنر عرضه‌ نشده است.
وی ادامه داد: مفهوم‌ هنر از این‌ حیث‌ با‌ مفاهیمی‌ از قبیل‌ «دین‌» و «فرهنگ‌» شباهت دارد و از این رو در بیان ماهیت هنر نباید به دنبال جنس و فصل حقیقی و حدّ تام گشت؛ بلكه باید به تعریفی كه تا حدودی جامع افراد و مانع اغیار باشد، بسنده و قناعت كرد.
او یادآور شد: چنان‌كه می‌دانیم، در تعاریف منطقی به دنبال ویژگی‌های ذاتی معرف می‌گردند. تعیین این كه ویژگی ذاتی هنر كه در همه آثار هنری موجود باشد چیست، از محوری ترین مباحث فلسفه هنر در محافل آكادمیك است.
هاشم‌نژاد با بیان اینكه از دیدگاه افلاطون ویژگی ذاتی در هنر تقلید است، افزود: مبسوط‌ این‌ نظریه‌ در كتاب‌ دهم‌ جمهوری‌ افلاطون‌ آمده‌ است‌ و به‌ عبارت‌ دیگر، تقلید، اساس‌ و بنیاد هنر را تشكیل‌ می‌دهد؛ از این‌رو در هر اثر هنری‌ و در همه‌ اقسام‌ هنرها تقلید به‌ چشم‌ می‌خورد.
این پژوهشگر با بیان اینكه به‌ عقیده‌ افلاطون‌، هنرمند گاهی‌ دو مرحله‌ و گاهی‌ سه‌ مرحله‌ از حقیقت‌ دور است، خاطرنشان كرد: چون‌ به‌ نظر افلاطون‌ حقایق‌ اشیا همان‌ ایده‌های‌ اولیّه‌ یا حقیقت‌های‌ مثلی‌ هستند كه‌ یكی‌ دیدگاه معروف دیگر در تعریف هنر، نظریه مكتب احساس گروهی یا اكسپرسیونیسم است.
وی با اشاره به اینكه تولستوی در این نظریه بر این باور است كه یك‌ اثر هنگامی‌ اثر هنری‌ است‌ كه‌ احساسات‌ هنرمند را به‌ مخاطبان‌ انتقال‌ دهد، افزود اگر این‌ ویژگی‌ در یك‌ اثر وجود نداشته‌ باشد نمی‌توان‌ آن را اثر هنری‌ نامید. بنابراین‌ بنیاد و بنیان‌ هنر بر سرایت‌ احساسات‌ از هنرمند به‌ مخاطب‌ بنا نهاده‌ شده‌ است‌.
وی فقدان‌ تعریف‌ واحد و معیار مشخّص‌ برای‌ زیبایی‌ و هنر در دوران‌ معاصر كه منجر به‌ پیدایش‌ نوعی‌ هرج‌ و مرج‌ در تعریف‌ آثار هنری‌ می‌شود دانست و اظهار داشت: چه‌ بسا تابلو‌ نقاشی‌ از دید یك‌ ناظر زیبا تلقی‌ می‌شد و از دید ناظر دیگر زیبا نبود. در نتیجه‌ هرج‌ و مرج‌ در معنای‌ زیبایی‌ و هنر، در قرن‌ بیستم‌ مكتبی‌ شكل‌ گرفت‌ كه‌ تعریف‌ فوق العاده‌ باز و عامّی‌ برای‌ هنر ارائه‌ كرد كه‌ در پرتو آن‌، بسیاری‌ از آثار پدید آمده‌ كه‌ در تعاریف‌ دیگر، هنر تلقی‌ نمی‌شدند، اثر هنری‌ نام‌ گرفتند.

* تعریف هنر از دیدگاه فیلسوفان اسلامی
هاشم نژاد در ادامه این گفت‌وگو با بررسی هنر از دیدگاه فیلسوفان اسلامی پرداخت و گفت: در كتاب‌های فیلسوفان اسلامی برای هنر (یا معادل عامّ آن یعنی فنّ و صنعت) به معنای امروزی آن كه شامل مصادیق متعددی می‌شود، تعریفی وجود ندارد بلكه به‌طور عمده به تعریف جداگانه مصادیق هنر از قبیل شعر، موسیقی و غیره پرداخته شده است.
وی با اشاره به "كل كلام مخیّل یقتضی لنفس قبضاً وبسطا " (حلّی، 1381: ص438) تصریح كرد: یعنی شعر هر سخن خیال‌انگیزی است كه باعث قبض و بسط روح می‌شود.
این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه اظهار داشت: امّا با در نظر گرفتن‌ مجموعه نوشته‌ها و سخنان فیلسوفان اسلامی می‌توان تعریفی برای هنر بازسازی كرد كه در آن، عنصر‌ زیبا آفرینی، ذاتی‌ هنر است‌ و در هر اثر و فعالیت‌ هنری‌ ویژگی زیبا آفرینی‌، حضور دارد.
وی قوام‌ هنر در نظر فیلسوفان اسلامی را‌ زیبایی‌ دانست و افزود: هر چند در تعریف‌ زیبایی‌ و چگونگی‌ آن‌ و اینكه‌ آیا مطلق‌ است‌ یا نسبی می‌توان‌ بحث‌ و مناقشه‌ها كرد اما تردیدی‌ نیست‌ كه‌ زیبای‌ مطلق‌ و زیبایی‌ كه‌ بین‌ همه‌ انسان‌های‌ دارای‌ فطرت‌ سالم‌، زیبا تلقی‌ شود، داریم‌.
او ادامه داد: از طرف‌ دیگر، خیلی‌ از زیبایی‌ها هم‌ هستند كه‌ نسبی‌اند و طبق‌ ذائقه‌ افراد تفاوت‌ می‌كنند و‌ صرف نظر از هر تعریفی‌ كه‌ برای‌ زیبایی‌ داشته‌ باشیم‌، در ذات‌ هنر، زیبایی‌ و زیبایی‌ آفرینی‌ نهفته‌ است.

*فلسفه هنر نزد فیلسوفان اسلامی
وی با انتقاد از اینكه فیلسوفان بزرگ اسلامی كتاب ویژه‌ای كه تنها به مباحث فلسفه هنر بپردازد تالیف نكرده‌اند، بیان داشت: علت عمده آن این بود كه در دوره آن‌ها فلسفه هنر به صورت یك دانش و معرفت خاصّ تمایز پیدا نیافته بود. چنان‌كه درباره معرفت شناسی یا سایر فلسفه‌های مضاف هم وضع به همین منوال است.
هاشم نژاد تصریح كرد: امّا مباحث مربوط به فلسفه هنر كم و بیش در آثار فیلسفان اسلامی به صورت پراكنده مطرح شده است و به طور معمول بحث از چیستی زیبایی و خاستگاه آن ذیل مباحث مربوط به صفات كمالیّه و جمالیّه حق‌تعالی مطرح می‌شود.

*واژه فن و صنعت به جای هنر
این پژوهشگر در ادامه گفت: فیلسوفان اسلامی به جای واژه هنر از دو كلمه «فن» و «صنعت» استفاده كرده‌اند؛ امّا این دو واژه هم فقط در مورد هنر به كار نرفته‌اند بلكه كاربرد گسترده و عامّی دارند كه فقط یكی از كاربردهای آن‌ها در كتاب‌های فیلسوفان اسلامی در معنای هنر است.
وی در ادامه به تعریف زیبایی از منظر فارابی و ابن‌سینا اشاره كرد و گفت: در نظر فارابی زیبایی پیدایی وجود برتر هر موجودی و حصول واپسین كمالش است كه این فهم فارابی خالی از صعوبت نیست، اما ابن‌سینا سه امر را مقوّم زیبایی تلقی می‌كند.
هاشم نژاد ادامه داد: داشتن نظم، تالیف و اعتدال كه حصول آنها تناسب و هارمونی است را تعریف ابن‌سینا از زیبایی دانست و افزود: تعریف زیبایی به تناسب و هماهنگی پیوسته مناقشاتی به دنبال داشته است.
وی تصریح كرد: در آثار فیلسوفان اسلامی حُسن و زیبایی مساوی با خیر و نیكی تلقی شده است. نه صرفاً به معنای خیر و نیكی اخلاقی بلكه به معنای خیر و نیكی هستی‌شناسانه و وجودی است.

*منشأ زیبایی از نظر فیلسوفان اسلامی
وی ادامه داد: فیلسوفان اسلامی منشأ همه زیبایی‌ها را زیبای مطلق یعنی حق تعالی می‌دانند. در دیدگاه آن‌ها زیبایی‌های موجود در این جهان همگی سایه وجلوه‌ای از زیبایی حق تعالی است و ابن‌سینا معتقد است واجب‌الوجود دارای زیبایی محض و حسن محض است و مبدأ و منشأ زیبایی و حُسن هر چیزی است.
این پژوهشگر درباره دیدگاه صدرالمتالّهین نسبت به زیبایی گفت: ملا‌صدرا حق تعالی را سرچشمه هر نیكی و كمال، و منشأ هر زیبایی و حُسن می‌دانست.
او ادامه داد: صدرالمتالهین در جلد دوم اسفار، هر زیبایی را كه در این جهان است سایه و پرتوی از زیبایی موجود در جهان‌های بالا و عوالم دیگر می‌داند كه البته در آن عوالم خالی و عاری از هر گونه نقص و شائبه و تغییرند؛ اما در این جهان مشوب به ماده و نقص و تغییرند.
این استاد دانشگاه خاطرنشان كرد: از دیدگاه فیلسوفان اسلامی وقتی زیبایی مورد ادراك واقع شود، لذّت حاصل می‌شود و به تعبیر دیگر لذّت یا دست‌كم قسمی از لذّت نتیجه ادراك زیبایی است و هر قدر زیبایی شدید و ادراك زیبا قوی باشد به همان اندازه لذّت هم شدید و قوی خواهد بود از این رو چون خداوند زیبای مطلق است و ذات خود را به نحو اتمّ واكمل درك می‌كند، بیش‌ترین ابتهاج و سرور را دارد.


*نقش محاكات در هنر از دیدگاه فیلسوفان اسلامی
هاشم نژاد محاكات یا بازنمایی و حكایتگری طبق دیدگاه فیلسوفان اسلامی از جمله مقوّمات برخی یا همه هنرها دانست و افزود: در هنر شعر نقش محاكات اساسی است و شاعر چه بسا با شعر در ذهن مخاطب صحنه‌سازی و صحنه‌آرایی می‌كند اما در واقع از سوژه مورد نظرش حكایت می‌كند و نمایشی از آن در خیال و ضمیر شنونده برپا می‌كند.
وی در تعریف محاكات در نظر فیلسوفان اسلامی گفت: محاكات در نظر فیلسوفان یونانی مساوق و مترادف با تقلید (Mimesis) است؛ امّا محاكات نزد فیلسوفان اسلامی اغلب به معنای حكایتگری است. چنانچه تعلیم و تعلّم را هم قسمی از محاكات تلقی كرده‌اند، بنابراین مفهوم محاكات نزد فیلسوفان اسلامی خیلی عام‌تر از مفهوم آن نزد افلاطون و ارسطو است.


*معنای متعالی محاكات در نزد حكیمان اسلامی
وی اظهار داشت: درباره منشأ موسیقی و نغمه‌های خوش و زیبا دو دیدگاه بین حكیمان اسلامی رایج بوده كه این دو دیدگاه در باره سایر مصادیق هنر هم كم و بیش گفته شده است؛ البته با اندكی تفاوت و تمایز.
وی گفت: دیدگاه اوّل درباره سرچشمه و منشأ نخستین موسیقی و الحان و آواز خوش و نغمه‌های زیبا این است كه حركت افلاك و سیّاره‌ها دارای نظم و حساب ویژه‌ای است و از هماهنگی و هارمونی ویژه‌ای پیروی می‌كند كه از این حركات هماهنگ، اصوات زیبا و دل‌انگیزی تولید می‌شود و فقط انسان‌های خاصّی كه دارای روح بسیار لطیف و منزّه هستند می‌توانند آن‌ها را بشنوند.
وی یادآور شد: نخستین بار هرمس بود كه این نغمات آسمانی را شنید و بر اساس آن علم و هنر موسیقی را پدید آورد و بعد از او فیثاغورث بود كه به تكمیل و تدوین موسیقی پرداخت.
این استاد دانشگاه با اشاره به اینكه دیدگاه دوم از برخی حكیمان و عارفان است كه معتقدند این الحان خوش و موسیقی‌های دل‌انگیز یادگار آن ایامی هستند كه انسان‌ها به تبع حضرت آدم در بهشت بودند و در آن جا آوازهای خوش و زیبا می‌شنیدند. بعد از این‌كه به زمین هبوط شدند، گاهی در اثر برخی لطافت‌ها و تنزیه و تزكیه‌ها بعضی از آن آوازهای خوش و موسیقی‌های زیبا به یادشان می‌افتد و این منشأ و سرچشمه الحان خوش است. حال این معرفت فطری به پروردگار را می‌توان تعمیم داد كه شامل معرفت به الحان خوش و نغمات زیبا هم می‌توان دانست و همین منشأ الحان زیبا و موسیقی دل‌انگیز است.
این قسم محاكات یعنی محاكات از آسمان‌ها و ملكوت و بهشت را می‌توان محاكات متعالی نامید كه با محاكات متعارف فاصله بسیاری دارد. در ادامه خواهیم دید كه چنین دیدگاهی اختصاص به موسیقی و الحان خوش نداشته و شامل حدّاقل برخی مصادیق دیگر هنر هم می‌شود.
وی در پایان با بیان اینكه وقتی سخنان فیلسوفان و عارفان اسلامی را درباره هنر و مصادیق گوناگون آن مثل شعر و موسیقی مورد تامّل قرار می‌دهیم، هم توسعه قابل ملاحظه و هم ژرفای شگفت‌انگیزی را مشاهده می‌كنیم، خاطر‌نشان كرد: در آثار افلاطون و ارسطو این مضامین باسط و عمیق، موجود نیست. برای مثال، محاكات در دیدگاه افلاطون صرفاً به تقلید از طبیعت یا صاحبان صنایع مثل نجّارها اطلاق می‌شود و از این روی هنرمند را مقلّدی می‌داند كه شایسته نیست به مدینه فاضله راه داده شود؛ امّا همین محاكات در اندیشه حكیمان اسلامی معنایی بس متعالی می‌یابد كه گاهی حكایت‌گری از عالم ملكوت است و گاهی حكایت‌گری از بهشت عدن و طبق تذكار معرفت شهودی در عالم ذر و همین طور برای نمونه می‌توان دیدگاه پیش‌گفته صدرالمتالّهین را با دیدگاه‌های افلاطون و ارسطو مقایسه كرد. چنین سخنان متعالی بدون تردید بدیع و نو است. بنابراین، كسانی كه معتقدند دیدگاه حكیمان اسلامی، صرفاً تكرار و محاكات همان حرف‌های فیلسوفان یونان است، احتمالاً بدون پژوهش كافی و یا از روی غَرض سخن می‌گویند


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -